با تاخییر اومدم - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 7:06
سلامنمیدونم کسی اینجا رومیخونه یانه ولی مینویسم که یادمنره روزهای زندگیم چطور گذشتخب همسر رفت واومد وپدرش از حج هیچی نگرفته بود بهمون پول دادوبا اون پول براخودم طلا خریدم وبرا بقیه سوغاتیبرا تولدهمسری
کسی اینجارومیخونه؟ - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 7:06
سلامنمیدونم کسی اینجارومیخونه یا نه ولی مینویسم که یادم باشه روزهایی که زندگی میکنم چطور گذشته .جالبه پست قبلی هم اول این جمله رونوشتم هاهاهاخب خبرخاضی نیست ماشینمون رو بردیم تعمیرگاه این هفته نرفتیم
دارم مادرمیشم - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 7:06
سلاممهرماه برای من پرازحال وخبر خوب بوده تا اینجامن دارم مادرمیشم الان هفته پنجم هستم دوهفته دیگه بایدبرم برا سونگرافی واینکه به امیدخدا صدای قلبش رو بشنویم خیلی خوشحالم خیلیولی درکنارش فکروخیال های ز
بچه ام - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 7:06
سلامدیروزرفتم سونو گفتن 6هفته هست خداروشکرهمه چیز خوبه .امشب یه لکه دیدم دلم پرازغم شد ولی همه چیز روسپردم به خود خدامیدونم خدا حواسش بهم هست مراقبم هست وبچه ام رودرپناه خودش حفظ میکنهخدایا برای داشتن
غمگین ترینم - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 7:06
بچه ام قلبش تشکیل نشد وسقط کردمومن غمگین ترینمبه اندازه هزار روز گریه کردمخدایا کمکم کن حکمتت رو درک کنم وصبور باشم وناشکری نکنمخدایا میدونم بهترین ها رو برام درنظر میگیریخدایا شکرت
سلامی دوباره - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 7:06
مدتها هست ننوشتم یعنی هیج جا ننوشتم همه جا کم کارشدم میام اینترنت هرشب کلی وبلاگ میخونم کلی کانال میخونم ولی خودم نمیتونم بنویسم حرف دارم ولی دستم به نوشتن نمیرهاین چندوقته با این اوضاع مملکت بیشتر غ
سلام دوباره... - تاریخ: 1397/12/1 ساعت: 19:22
چن ماه که اینجا ننوشتم کلا دست دلم به نوشتن نمیره خداروشکر مشکل خاصی ندارم باهمسر خوب هستیم هرروز عاشقترازقبل میشیم ولی تونوشتن تنبل شدمهنوزخبری ازبچه نیست من همچنان چاقالو هستم نتونستم لاغرکنم توخودم
من به مهربانی خدا ایمان دارم - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 22:02
پارسال 15اذر همسرم اومد این شهرستانی که هستیم و 24اذر اومدن خونه ما با پدرش و شب بعدش که 5شنبه بود ما 25/9/95عقدکردیم ومن هنوز باورم نمیشه که نزدیک یکشال پیش خدا بهترین مرد دنیا رو نصیب من کرد من هنوز
خدایا همه ی امیدوپشت پناهم تویی - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 22:02
خیلی وقته اینجا ننوشتم نه اینکه وقت نکنم وقت هس ولی بشدت تنبل شدم اسفندماه که عمه همسراومدن خوب بود فروردین دچاریه تغییر بزرگ تومحل کارقبلیم شدم و اردیبهشت با مادروپدر وهمسررفتیم مسافرت وزیارت خداروشک
خدایا مثل همیشه هوام رو داشته باش - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 22:02
بعدمدتها دوباره اومدم اینجا خداروشکر که تو فضای مجازی میشه نوشت از خود خود خودمون زندگیمون خوبه با کم وزیاد میگذرونیم همدیگه رو خیلی دوست داریم زندگیمون پرازعشق هس نتونستم لاغر بشم وارزوی مادرشدن رو د
خدایا مث همیشه هوام روداشته باش وپشت پناهم باش - تاریخ: 1397/1/5 ساعت: 17:35
5شنبه برا اولینبار قراره پدرهمسرم با عمه های همسرم بعنوان اولین مهمان های خونواده همسری بیان خونه امون چن روزی مهمونمون باشن هم میترسم هم خوشحالم نمیدونم واکنش اونها بعدازدیدن من چی هست فقد امیدوارم که چاقی من توذوقشون نخوره ومن رو به تمسخر نگیرن وازخونه کوچیک ما خوششون بیاد فردا وپس فردا روزهای پرک...
خدایا همیشه حامی ام باش - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 13:29
دیروز ظهر همسر رفت پایتخت پیش مادر وپدرش که سری بزنه ویه عروسی دارند شرکت کنه من خونه ام دیشب برا اولین بار توخونه خودمون تنهایی خوابیدم ..جای همسر واقعا خالی بود تو سالن راه اهن بغلش کردم روم نشد ببوسمش ولی گریه کردم خدایش دوری از همسر سخته خداروشکر صبی به سلامت رسید خونه اشون وبهم خبرداد عصر باهاش...
خدایا من بنده بدی هستم ولی تو بخشنده ومهربانی - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 13:29
همسر دوروز پیش اومد از خونه اشون خوب بود دلش حسابی برام تنگ شده بود دل منم براش تنگ شده بود کلی تونسته بود که فامیلش رو ببینه وخوشحال بود امشب هم کلی لاو ترکوندیم ولی امشب با پدرشوهرم حرف میزدم متوجه شدم که همسرم باوجوداینکه من اینهمه اصرار دارم چیزی رو از هم پنهان نکنیم یه موضوعی رو ازمن پنهان کرده...
خدایا اشوبم ..ارامشم تویی - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 13:29
اینماه هم پری سراغم اومدوازمادربودن خبری نیست درسته ناراحت شدم ولی امیددارم به رحمت خداوند ومیدونم خدا لطفش رو شامل حالمون میکنه باهمسر خوبم گاهی بحث وحرف جزیی میشه که اونم بیشتر ازلوس بازی های منه این خونه نشتن اذیتم میکنه بیخودبودن وبیهوده بودن بهم دس میدهتنبل وبیعرضه شدم حتی ورزشم نمیکنه بجای این...
خدایا کمکم کن دلم گرفته - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 13:29
امشب خونه خودمون هستم همسر رفته بیرون خرید کنه هیجوقت فکرنمیکردم مشکلات مالی ا اینهمه افکارم رو بهم بریزن ولی متاسفانه یکی از مشکلات اصلیمون مشکلات مالی هس خرج انچنانی هم نمیکنیم ولی کم میاریم اخرماه کم میاریم این ماه ازخواهرم مقداری قرض گرفتم تا حقوق همسر روبدن بهش پس بدم دلم گرفته ازخودم بیشتر ازه...
خدایا به خودت میسپارم - تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 23:29
دل ودماغ نوشتن هم ندارم ولی هرلحظه توخیالم کلی باخودم حرف میزنم عشقم قراره بزودی بیاد نزدیکم ومن میترسم ترسیدنم ازاومدن عشقم نیس ازواکنشی که مادرش نشون میده هست میترسم دوباره ابروریزی کنه خونواده ام فک میکنن من به عشقم جواب ردمیدم امشب خواهربزرگم کلی باهام حرف زد گله کردچرا فلانی وفلانی دوتاخواستگار...
منتظرم برای داشتن ثمره عشق ... - تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 23:29
میدونم خیلی وقته اینجا ننوشتم ولی میخوام بنویسم که یادم نره با چه سختی هایی این چن سال رو طی کردیم تا مال هم شدیم اذرماه عقدکردیم وفرودین بایه مهمونی مختصروسفربه مشهدزندگیمون روشروع کردیم رفتیم تو یه شهری نزدیک شهرمون و زندگیمون روتویه خونه سازمانی دوخوابه کوچیک شروع کردیم زندگی که خداروصدهزاربارشکر...
ازرحمت خدا ناامید نمیشم - تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 23:29
جواب ازمایشم منفی شد گرچه هنوز حالتهای بارداری رو دارم و پری هم نشدم ولی منتظرم امیدوارم که خدا مث همیشه در رحمتش رو بروم بازکنه خدا همیشه درهمه حال هوای منو داشته ومراقبم بوده میدونم که حواسش بهم هست احساس میکنم که خودمم کامل اماده بچه نبودم برا همین با اینکه تقریبا مطمئن بودم جواب مثبته جواب منفی ...
خدایا مث همیشه منتظرمعجزه ات هستم ... - تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 23:29
هنوز خبری از فاعدگی نشده هرچی بی بی چک هم میزارم منفی هست وقتی میخوام بی بی روچک کنم ترس برم میداره اگه حامله باشم چی میشه ؟یعنی من میتونم مادرخوبی باشم زایمان درد داره وهزارفکردیگه ولی وقتی منفی میشه قلبم فشرده میشه دلم بچه میخواد دلم میخوادمادربشم میدونم هوز خیلی چاق هستم بایدلاغرکنم بایداوضاع مال...
من به مهربانی خدا ایمان دارم - تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 23:29
پارسال 15اذر همسرم اومد این شهرستانی که هستیم و 24اذر اومدن خونه ما با پدرش و شب بعدش که 5شنبه بود ما 25/9/95عقدکردیم ومن هنوز باورم نمیشه که نزدیک یکشال پیش خدا بهترین مرد دنیا رو نصیب من کرد من هنوز خودم رو لایق اینهمه مهرومحبت خدا نمیدونم خدای من گناهای منو ندیده گرفت وبهترین همسردنیا روبه من داد...

برچسب‌های مرتبط

خدایا به خودت میسپارمش | خدایا به خودت میسپارم | دلم خیلی گرفته | دلم خیلی گرفته امشب | دلم خیلی گرفته چیکار کنم | دلم خیلی گرفته مثل صدای سازم | دلم خیلی گرفته خدایا | دلم خیلی گرفته خدا | دلم خیلی گرفته ای خدا | دلم خیلی گرفته از خیلیا