سال نو و روزهای تکراری
-
تاریخ: 1401/1/30 ساعت: 15:45
توسط یه ادم غرق شده که خدا نجاتش داد | سه شنبه شانزدهم فروردین ۱۴۰۱ | ۱۲:۰ ب.ظ سلاماول ازهمه بگم عیدتون مبارک امیدکه سال خوبی همگی داشته باشید خدا حال دل همه ماه
روزها میگذرند
-
تاریخ: 1400/11/13 ساعت: 15:58
توسط یه ادم غرق شده که خدا نجاتش داد | دوشنبه یکم آذر ۱۴۰۰ | ۸:۷ ب.ظ سلاممیام وبلاگها رو میخونم ولی حس نوشتن نیست الان ه نگاه کردم دیدم اززمانی که نوشتم یماهی میگذره خب همسر یکشبه بود رفت تهران یه 8روزی بود کلا رفت وامدش10روزشد منم رفتم خونه مادرم اینا یه هفته اونجا بودم درسته دلتنگ خونه امون بودم و...
خسته ام
-
تاریخ: 1400/11/13 ساعت: 15:58
توسط یه ادم غرق شده که خدا نجاتش داد | یکشنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۰ | ۱۱:۵۳ ب.ظ سلامعصر5شنبه رفتیم خونه مادرم اینا وصب شنبه پری اومد واینماه هم که اینهمه منتر بودم که خبری بشه ومادربشم ولی خبری نبود ومن اونجا نمیشد گریه کنم خودم رو خونسرد نشون میدادم ولی ازدیشب که اومدیم خونه خودمون خیلی گریه کردمراستش ت...
روزها تلخ وپرحسرت میگذرند
-
تاریخ: 1400/11/13 ساعت: 15:58
توسط یه ادم غرق شده که خدا نجاتش داد | شنبه هجدهم دی ۱۴۰۰ | ۱۱:۴۳ ب.ظ سلامطبق معمول یکماه شده که ننوشتم این هفته قبل چهارشنبه رفتیم خونه مادرم اینا وصب جمعه که میخواستیم برگردیم باز پری اومد هم سری قبل وهم اینسری خب زودتر اومد واینبار ته دلم خوشحال بودم که شاید خبری هست که زود اومده دیگه مثل قبل گری...
این چندروز
-
تاریخ: 1399/9/1 ساعت: 4:31
توسط یه ادم غرق شده که خدا نجاتش داد | یکشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۹ | ۹:۳۰ ق.ظ
لین چندمدت
-
تاریخ: 1399/9/1 ساعت: 4:31
توسط یه ادم غرق شده که خدا نجاتش داد | سه شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۹ | ۱:۴۹ ب.ظ
این چندروز
-
تاریخ: 1399/2/4 ساعت: 20:58
سلامخب همسایه کناریمون که رفته بود به یه شهر دیگه وشوهرش اینجا بود دوسه روزی هست اومده واین یکم حال هوامون روعوض کردخونهپنجمی کیسش رو ارود برا کاری که کیسش بالا نمیاومد یکم اذیت شدیم ولی خداروشکر خوب
این چندمدت
-
تاریخ: 1399/2/4 ساعت: 20:58
سلامخب این مدت کرونا اومده همه ترس از مریض شدن داریم با این وجود چندباری بیرون رفتم دستگاه میکرودرم خوب کارنکرد رفتم پسش دادم یه اپلیدی 5کاره گرفتم اپلیدی خودم استفاده نکرده بردم جایی کادو دادمخیاط خب
درانتظار عید
-
تاریخ: 1399/2/4 ساعت: 20:58
سلامامروز جمعه است و جمعه اینده عید میشه ولی حس وحال عید رو نداریم بخاطر کرونا همه میترسند همه خونه نشین شدنپارسال سال تحویل همسایه هایی که بودند دعوت کردم شام پیش ما بودند بعدش هفت سین چیدیم و دورهم
حس خوبی ندارم
-
تاریخ: 1399/2/4 ساعت: 20:58
سلاممن سالها کارکردم ولی متاسفانه غیر تعریف دیگه هیج اندوخته ای ندارم وقتی به گذشته ام نگاه میکنم دلم میگیره انگارکه هیج کاری نکردمیه دردهایی هست که حتی نمیشه باخودت بازگوشون کنیمن گذشته خوبی نداشتم
روز تلخم
-
تاریخ: 1399/2/4 ساعت: 20:58
سلامهمش با خودم وریا بافی میکردم که سال تحویل رو با تودلی هستم ماه اخر این سال لعنتی رو باردارمیشم ولی صبی با اومدن پری گند خورد به همه رویاها وارزوهامگریه کردم همسرم رو بابغض وناراحتی روونه کردم اونم
خوشبختی
-
تاریخ: 1399/2/4 ساعت: 20:58
سلامخب پری که اومد غمگین وگریون شدم دیروز ظهر بلاخره بسته سفارشات طلام رسید بینهایت خوشگل درستش کرده بودند خیلی زیبا بودند حتی همسرم به وجوداومد خداروشکرامشب هم رفتم یکی ازلباس هام روپرو کردم خوب دوخت
سال نومبارک
-
تاریخ: 1399/2/4 ساعت: 20:58
سال نو همگی مبارکان شاالله سال جدید برای همه مردم کشورمون پراز حال خوب وسلامتی باشهگرچه همه توخونه فرنطینه هستیم امید بخدا که بیماری کرونا زودتر ریشه کن بشه و مردم کشورمون وهمه کشورها راحت بشنقرنطین
اولین سیزده بدر درخونه خودمون
-
تاریخ: 1399/2/4 ساعت: 20:58
سلامخب امروز 13بدر بود اولین سالی که 13بدر خونه خودمون بودیم امروز برا خونه همسایه نهاربردم بعدش پارکنیگ خونه رومرتب کردم تخمه .شیرینی چای شکلات گذاشتیم خونه اولی سومی وپنجمی اومدن و گپ زدیم دم غروب
ناامید نمیشم
-
تاریخ: 1399/2/4 ساعت: 20:58
سلامخب امروز روز4رژیم بود که تخلف کردم تواین رژیم نباید هیج نوع نشاسته ای مصرف کرد سیب زمینی وپیاز ممنوع هست ومن امروز خیلی گشنه ام بود 4عدد کتلت خوردم وبنوعی رژیم رو شکستمالبته میخوام به شیوه خودم ای
میخوام تغییر کنم
-
تاریخ: 1399/2/4 ساعت: 20:58
سلاماین چندروزکه نبودم 21یه کیک درست کردم سالرد ازدواجمون روجشن گرفتیم دوتایی بعدش کیک روبین همسایه ها پخش کردیم برا همسریه تیشرت کادو گرفتم اونم وعده بعدکرونا روداده البته همسر هردفعه که بخوام حتی اگ
این روزها
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 7:06
سلاماینروزها خبرخاصی نیست همش خونه ام گاهی شبها باهمسر میریم بیرون خرید میکنیم همسر5شنبه میره تهران چون پدرش میخوادبره حج من نمیرم جو خوبی نیست که برم همه ازواکنش های مادرشوهرم میترسن چون مادرشوهر مخ
من وخونه باهم تنهاییم
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 7:06
سلامهمسر 5شنبه رفت تهران ومن موندم خونه .واقعن نبود همسر خیلی ازارم میده وبشدت دلتنگش هستم همسایه ها میگن خیلی وابسته هستی راستش همسر بعدازازدواج همیشه همراهم بوده وقتی کنارم نیست انگار تکه ای ازوجودم
روزهای زندگیم
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 7:06
سلامشکرخدا همسر اومد کلی خوشحالی کردیم کلی توبغل م اشک شوق ریختیم پست قبلی رو که نوشتم یساعت یعدش پری اومد بماندکه چقد اشک ریختم وازاینکه بازخبری ازمادرشدن نبود غصه خوردم پدرشوهررفت زیارت وهفته بعدش ر
چقددددد نبودمممممممممممم
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 7:06
سلاماصلن فکرش رونمیکردم که این مدت طولانی اینجا ننوشته باشمخب روزها مث قبل دارن میگذرن اش پشت پای پدرشوهر رودرست کردم خوب شد همه خوششون اومدگرچه بعضی ها ازسیرهاش گله کردن هرکسی سیر دوست ندارهمث هرسال